Posts Tagged ‘ایران’

۹م مهر
۱۳۸۸
به نوشته ابراهیم محمدی

yazd

هنر معماری در کشورهایی که صاحب تاریخ و فرهنگ باستانی هستند ، از مهمترین یایه های تمدن دیرینه ی آنها است و سرزمین ایران نیز با پیشینه مدنیت چندین هزار ساله خود ، دارای شاهکاری معماری کم نظیری است . شاید این علاقه و توجه ، سبب تداوم همیشگی این هنر شده است . تالارها ، ایوانهای ستون دار تخت جمشید تا قصرهای صفوی در اصفهان تا خانه های روستائی ، گنبدهایی که بر چهار قوس بنا شده ، صحن چهار ایوانی ، حیاط داخلی و حوض آن ، همه اینها از ویِژگی های معماری اصیل ایرانی است که در طول تاریخ معماری ایران پیوسته تداوم خود را حفظ کرده است .

از این رو باید نگاهی ویژه به مسئله معماری و باستانشناسی به خصوص معماری اسلامی مد نظر داشت . همواره بر آن شدیم که دور هم گرد آئیم تا آگامی موثر در این مهم براریم

مسئول گروه باستانشناسی پژروهشکده ابراهیم محمدی

۲۱م شهریور
۱۳۸۸
به نوشته هما شهرام بخت

ashoozartosht

زرتشت سیصد سال قبل از اسکندر می زیسته است اما برخی ار دانشمندان بر این عقیده اند که او قبل تر از این زمان وجود داشنه است . احتمالاٌ او اهل افغانستان بوده و فرهنگش فرهنگ ایرانی شرق . درباره زندگیش اطلاعات چندانی در دست نیست در حالیکه در افسانه ها آمده که او فردی درستکار ؛ خردمند و نیک بوده است . نام کتابش پنچ غزل یا گاثهاست. در کتابش اذعان میدارد که به روحانیون تعلق دارد . با توجه به ریشه مشترک ایرانی ها و هندوها ، زرتشت به طبقه برهمنان متعلق است . او برای یافتن حقیقت از خانه و خانواده اش دور شد و انزوا طلب کرد ؛ در این زمان او بیست ساله بود. او در سن سی سالگی بر اثر مکاشفه ای که برایش رخ داد ؛ تبلیغ پیام خود را آغاز کرد .
مهمترین بخش پیام او توحید بود ؛ یعنی باور داشتن اهورا مزدا به عنوان خدا . زرتشت می گوید دو روح زیردست خداوند هستند : سپنتا مینو و انگره مینو . این دو روح در ازل حق انتخاب داشتند ؛ برای خوبی ( آشا ) برای بدی ( دروج ) ؛ این انتخاب ازلی همان انتخابی است که هر فرد در زندگی خود با آن مواجه است . به اعتقاد زرتشت این در مینو تعین خارجی ندارد . چرا که در جهان هم خیر هست و هم شر . و آفریدگار یکتا اهورامزداست آدمی آزاد است که خیر را برگزیند یا شر را . ولی آیا در دین زرتشت نوعی ثنویت وجود دارد پاسخ این است که دین ثنویت دینی است که نیروی شیطانی بر ضد خوبی است ؛ یعنی اصل خوبی و بدی با شرایط مساوی روبروی یکدیگر قرار دارند و انسان هم بطور یکسان به این دو نیرو وابسته است و برای در امان ماندن از نیروی شر قربانی کند و از نیروی خیر طلب رحمت کند . در حالیکه در دین زرتشت خوبی و بدی روبروی یکدیگر قرار ندارند بلکه نیرویی مافوق بر آنها تسلط دارد . این نیروی مافوق اهورامزدا است که آفریننده کل جهان است و شر را به نیکی ترغیب میکند و از بدی دور میدارد . اهورا مزدا مظهر خوبی هاست . در گاثاها تاکید شده این دو نیرو ؛ خیر وشر ؛ فقط در اندیشه وجود دارند . در واقع اهریمن و شیطان ساخته دوران های بعدی است ؛ زمان ساسانیان که ثنویت شکل گرفت و به عنوان یک اصل محسوب شد . در این زمان بود که امشاسبندان به صورت فرشتگان مقرب و با پیکرهای مادی جلوه کردند و خدایان قبل از زرتشت دوباره در اذحان مردم زنده شدند و صحنه های خبث اهورامزدا و اهریمن در دین زرتشت خود را نشان دادند . به عقیده ثنوی پرستان سپنته مینو نخستین خدا نام داشت که آه را یا اهورامزدا یکی دانسته اند اما درگاثاها سپنته مینو با اهورا مزدا یکی نیست این دو نیرو از اهورا مزدا ناشی نشده بلکه در اندیشه موجود می با شند