فاجعه آن نیست که مردم نمی دانند فاجعه این است که مردم نمی خواهند بدانند.
امید عطایی
غار یخ مراد در ۶۳ کِلومتری کرج¸جاده چالوس¸حوالی روستای آزادبر¸نرسیده به گچسر پس از روستای وله می باشد.
در سمت شرق جاده پلی وجود دارد که به جاده ای خاکی می انجامد .در کناراین پلی به دوراهی می رسید.سمت شرق روستا به طرف روستای آزاد بر و از سمت غرب به دهانه غار راه دارد.از کناردهکده تا دهانه غار حدودا ۱۰ دقیقه پیاده راه است.
در قسمت جنوب غار رودخانه آزادبر واقع است.دریچه این غار در ارتفاعات کوههای منطقه واقع شده است و مسیرغارعموما شیب دار و رو به پایین می باشد.
ارتفاع این غار از سطح دریا ۲۵۰۰متر می باشد.دهنه این غار ۳مترپهناو ۸مترارتفاع دارد.
در ماههای اسفند و فروردین قندیلهای غار در بهترین وضیعت بسر می برند¸نکته قابل توجه این غارمطبق بودن آن می باشد که در میان غارهای ایران کمتر دیده میشود.
در بخشی از غار چهار طبقه با اختلاف بیش از حدودا ۳۰متر دیده می شود علت نامگذاری غار را می توان اینطورعنوان کردکه مردم بر این عقِده بوده اند که قندیلهای داخل غار مراد و ارزوی انها را براورده می کرده است.غار حدودا ۵۰ میلیون سال تخمین زده شده است.
قدر زمان حال را بدانید که گذشته بر نمی گردد آینده شاید نیاید
گالیله
کندور نام روستایی است واقع در شهر تاریخی کرج.
ازروستا تا امامزاده داوود ۶ ساعت راه است و تا کنسلقان-وارنگه-واریج ۳ساعت راه است.
کندور به نامهای دیگری مانند کهن دور هم خوانده می شود به این دلیل کهن دور می گویند که دارای اشیا قدیمی است و دلیل اینکه به آن کن دور می گویند این است که به امامزاده داوود راه دارد.
شغل اکثر مردم کشاورزی است که از جمله محصولات انها می توان جو- گندم و عدس را نام برد.در زمان نه چندان دورزنان در منزل به قالی بافی مشغول بوده اند اما امروزه به دلیل گرانی پشم قالی بافی رونق نداردو در حال حاضر۳ الی۴ دار قالی در روستا وجود دارد که دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد.کندور دارای جاذبه های گردشگری زیادی است که از جمله آن می توان چشمه اب معدنی را نام برد که آبی بسیار گوارا دارد این چشمه نام خاصی نداردهمین طور چشمه دیگری وجود دارد به نام بالا محل۵ که در زمان قدیم به خاطر احترام و اعتقاداتی که داشتند فقط خانمها مجاز به آب آوردن از این چشمه بودند و اگر آقایی قصد برداشت آب را می داشت باید حتما خانمی را با خود سر چشمه می برد.در کندور اشیا تاریخی از جمله:۱-سفال۲-ساروج و… موجود است که دیدن و دانستن تاریخچه انها که مربوط به دوره قاجار و صفویه است خالی از لطف نیست.مراسم جشنها و آیین های مردم روستا فرق چندانی با بقیه مناطق ندارد مگر در چند مورد از جمله شب چله به طوری که انها این شب را ۱۳ روز پس از شب چله اصلی می گیرند به این دلیل که می گویند این شب یعنی ۱۳ دیماه میزان و بلند ترین شب سال است و همچنین مراسم عاشورا و تاسوعا انها با سایر مناطق فرق چندانی ندارد فقط در روز عاشورا و تاسوعا انها علاوه بر علم نخل هم بلند می کنند که به عقیده بومیان منطقه نماد حضرت علی (ع)است . بازی های روستا که بیشتردرزمانهای نه چندان دورصورت می گرفت ۱-الک دولک ۲-گودرنگ یا همان قایم باشک است.
آن هنگام که روحم عاشق جسمم شد من متولد شدم.
(جبران خلیل جبران)
برغان یا برغن¸قدمت برغان به دوره مادها باز می گردد یکی از شاخه های مادها در برغان ساکن شدند.
فاصله برغان تا کرج۱۰کیلومتر است¸و تا دوبرار ۳-۴کیلومتر است.روستاهای ۱-افشت ۲-ولیان-۶جلنگه دار با برغان مرتبط است¸علاوه بر راه پرپیچ و خم اصلی از جاده کردان هم می توان به روستا رفت.
در اول جاده برغان امامزاده ای در سمت راست جاده قرار دارد که به امامزاده پیر پیران معروف است این امامزاده کنار روستا دوبرار واقع است.آتشکده زرتشتیان کمی جلوترامامزاده در سمت راست قرار دارد¸در قدیم علاوه بر پرستش¸درس خواندن و قضاوت هم در این مکان صورت می گرفته است.از آتشکده¸روستا به شکل دشت دیده می شوداز جلوی آتشکده به کل روستا اشراف دارید.در بین راه کوه باستانی به نام گپری وجود دارد.
از آثار گردشگری روستا می توان رودخانه ای که در اول روستا قرار دارد را نام برد اسم رودخانه دوروان است و مربوط به دوره صفوی است.روستا ییلاقی است و مردم به دلیل آب و هوای خوبی که دارد به آنجا به چشم محلی مناسب برای آخر هفته ها نگاه می کنند.
روستا دارای چشمه های فراوانی است که از جمله:۱-خزایی چشمه-غربی چشمه۳-کدخداحسن چشمه۴-کوئی چشمه و…را نام برد.
شغلی که عموما مردم در داخل روستا بدان مشغول هستند دامپروی است شغل دیگری که مردم انجام می دهند الک سازی است.
مراسم عاشورا در صبح برگزار می شود این مراسم بصورت تعزیه خوانی است¸ده روز اول ماه محرم به همین صورت تعزیه خوانی برگزار می شود. مراسم شب چله به صورت معمولی و مانند بقیه نقاط صورت می گیرد.
بازی معروف برغان کوله چوش است طرز بازی بد ینصورت است که چشم یک نفر را می بندند و دور می چرخند و شخصی که وسط است با چشمانی بسته با چوب به بچه های دیگر می زندو چوب به هر که برخورد کند آن شخص بازی را باخته باید از بازی خارج شود به همین صورت تا آخرین نفر ادامه پیدا می کند.
سابقه سفرنامه نویسی درجهان …….
برخی از کهن ترین گزارش های سفر متعلق به مصریان است که قدمت یکی از آنها به سده ششم پیش از میلاد می رسد ، و آن سفرنامه کوسموس اسکندرانی است(حدود۵۴۸ق.م) ه گزارش سفرهایش به اتیوپی، هندغربی و سیلان است .
مگ استنس، سفیر سلوکوس اول در هند در ۲۹۵ق.م،با نوشتن کتابی در باره هندوستان ، دنیای یونان را به شگفتی واداشت .مورخ یونانی پولبیوس (۲۰۸-۲۹۰ق.م)که تاکنون کسی در تاریخ نویسی با وسعت تحصیل و سفر و تجربه او پیدا نشده است ،با افتخاراز سفرهایی سخن می گوید که در جست وجوی اطلاعات و اسناد و حقایق جغرافیایی کرده است .در میان نویسندگان رومی ، هوراس (۶۵-۸-ق.م)گزارشی از سفرخود به بروندیسیموم و شهری در ایتالیای کنونی به یادگار گذاشته است .از دیگر گزارش های جالب ، سفرهای گایوس سولینوس(سده سوم ) به بریتانیاو آسیاست .استرابون،جغرافی دان معروف یونانی ، بسیاری از مطالبش را بر پایه دیده ها و سفرهای خود آورده است.
از کهن ترین سفرنامه های چینی ها باید از سفرنامه فاهیان(۲)(حدود۳۹۹-۴۱۴ق.م) در شرح سفرش به هند، و سفرنامه هوئن تسانگ، زائر چینی که در اواخر روزگار ساسانیان به سرزمین های همسایه ایران سفرکرده بود یاد کرد.
سرگذشت سفرسلیمان تاجر،قدیمی ترین وصف عربی از دیار چین است که ۴۲۵سال قبل از مارکو پولو نوشته شده است .جووانی دو پیانوکاریینی در آوریل ۱۲۴۵م.به دربار خان مغول در قراقروم اعزام شد.ماموریت او توام با کامیابی نبود،لکن پس از بازگشت به اروپا داستان سفر خویش را به رشته تحریر کشید. این مجموعه سلیس و دقیق، امروز در زمره کتاب های کلاسیک ادبی جغرافیابه شمار می رود.مشهورترین سفرنامه نویس اروپایی را باید مارکوپولو بدانیم ، وی در سال ۱۲۵۴م.در ونیز به دنیا آمد.کتاب "شرح جهان"یا همان "سفرنامه مارکوپولو"شرح سفر طولانی او به خاور دور و اقامت هفده ساله اش در چین است .مارکوپولو در هر نقطه ، شرایط جغرافیایی ،وضعیت و ثروت های طبیعی ، راه ها، خلق و خوی مردم ، آداب و سنن، و خلاصه آنچه را که مفید می دانست شرح می داد.وی در مسیر سفرش ازفلسطین ، ارمنستان ، بین االنهرین ، خلیج فارس ، ایران ، بلخ ، کاشغرو ختن گذشت و در بازگشت از سوماترا(جنوب هند) به ایران آمد و از راه قسطنطنیه به وطن بازگشت.قسمتی از راه سفر پولو همان راه قدیمی سیاح و مسافر معروف چینی هوئن تسانگ بود.
در سده های شانزده و هفده ، کاشفان و جهانگردان و حادثه جویان اروپایی خاور زمین را از نزدیک بررسی کردند و نتایج مشاهدات خودرا به صورت سفرنامه برجای گذاشتند.برخی ، این سفرنامه هارا خبیثانه می دانندو می گویند این سفرها در پی اهداف استعماری صورت گرفته اند، زیرا در آنها مردم خاورزمین مورد تمسخر قرارگرفته و حقایق وارونه شده اند .
بسیاری از بهترین آثار منثور نهضت رمانتیک به صورت سفرنامه است .گزارش گوته از سفرش به ایتالیا( ۱۷۸۶-۱۷۸۸م.) پرخواننده تراز سایر رمان های اوست "."نامه های یک مسافر روسی" از نیکولای کارامزین (۱۷۶۶-۱۸۲۶٫م ) و "کشتی پالادای " از ایوان گانچاروف(۱۸۱۲-۱۸۹۰٫م) از این قبیل آثارند.
برای آشنایی و مطالعه بیشتر شما عزیزان به تعدادی از سفرنامه هایی که در ایران ترجمه گردیده است اشاره می گرد د.
۱-سفرنامه جکسن: ایران در گذشته وحال.ترجمه منوچهر امیری و فریدون بدره ای تهران خوارزمی چاپ اول ۱۳۵۲)
۲- سفر نامه مادام دیولافوا: ایران و کلده-ترجمه بهرام فره وشی .تهران قصه پرداز ۱۳۷۸
۳ – سفرنامه کنت دوگو بینو:سه سال آسیا. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی .تهران کتاب سرا ۱۳۷۶
۴- سفرنامه احمدبن فضلان :ترجمه ابوالفضل طباطبایی .تهران .شرق ۱۳۵۵٫
۵- سفرنامه مارکوپولو معروف به ایل میلیونه .ترجمه منصور سجادی و آنجلادی جوانی رومانو.تهران .گویش پ۱۳۶۳٫
۶- سفرنامه ناصرخسرو: ترجمه محمد دبیر سیاقی .تهران : زوار چاپ سوم ۱۳۶۳٫
این مبحث ادامه خواهد داشت.
اَلْحَمْدُللهِ الّذی هَدانا لِهذا وَ مَا کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَو لا اَن هَدانَا الله (۱)
شکر و سپاس خداوندی را سزاست که ما را به این مسیر و مقام هدایت فرمود که بی هدایت او در این مسیر و مقام نبودیم.
از بین تعاریف متفاوت و متعددی که برای واژه ((فرهنگ)) نمودهاند, اجمالاً اگر فرهنگ و تمدّن بشری را مجموعه ادب و آداب, تعلیم و تربیّت, زبان و بیان, علم و معرفت, کنشها و واکنشهای اشخاص و اقوام در مقابل پدیدهها یا ضرورتهای اجرایی و حیاتی انسانها بدانیم, خواهیم یافت که ملّتی هستیم دارای فرهنگ اسلامی و متعالی و فرهنگ ملّی غنی.
پس بدیهی است که بدون دریافت و ارزیابی فاکتورهای مذکور و … نمی توان فرهنگ دینی و ملّی, قومی و قبیلهای را مورد مداقّه و بررسی قرار داد. لذا, تا تعریف صحیحی از شهر نداشته باشیم نمیتوانیم به محاسن و معایب فرهنگ شهری بپردازیم.
جای تأسّف است که هنوز تعریف جامع و قرائت واحدی از شهر که بتواند جمیع محورهای اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی و سیاسی را پوشش دهد به طور وضوح نداریم و تعاریف, برگرفته از نظرات اندیشمندان غربی است که نارساییهایی را در بر دارد.
چرا که هر کس از دیدگاه خود به این مهم می پردازد؛ تاجر آن را برای داد و ستد و خرابکار آن را برای سرپناه میگزیند و قاضی برای قضاوت (در مسائل غامض و پیچیدهای که از عدم اعمال صحیح قوانین موجود حاصل آمده) و اشخاص فهیم و فرهیخته نیز برای ارائه فرهنگ صحیح و نشان دادن راههای کاربردی قابل و لازمالاجرا به تلاش و تکاپو افتادهاند.
قَوِّ عَلی خِدْمَتِِکَ جَوارِحی وَ اشْدُدْ عَلی الْعَزیمَه جَوانِحی (۱)
مقدّمه:
اعضای مرا در اطاعت خویش نیرومند گردان و دل مرا در عزیمت به سوی خود محکم کن.
بشر امروز با بی حرکتی تیشه به ریشه خود میزند و با سکون به استقبال کسالت و بیماری میرود.
خوشحال است که تکنیک و صنعت به کمک او آمده است و میتواند با فشار دکمهای با استفاده از قدرت برق یا هیدرولیک سختترین کارها را به انجام برساند، قطعات بزرگ را حمل و نقل و یا کوهی را با فشار دکمهای متلاشی کند و خوشحال است که با ماشین تردد میکند.
شاید نمیداند که دراثر عدم تحرّک کافی و کامل نبودن سوخت و ساز داخلی، چربیهای ذخیره در عروق و اطراف قلب چه بلایی بر سر انسان عصر حاضر آورده است. راستی صنعت و تمدّن به بشریّت خدمت میکند یا خیانت؟؟
سعادتمندند کسانی که در کنار تکنیک و ماشین از نیروی بدنی نیز به نحوی استفاده میکنند و داوطلبانه در حدّ توان خود به کار و کارگری میپردازند، در راههای نزدیک آگاهانه اتومبیل را میگذارند و پیاده روی میکنند و یا اوقاتی از صبح و عصر را به ورزش میپردازند.
دانشمندان، محققین، کارمندان، رانندگان و همه عزیزانی که با کارهای فکری، مطالعه و کارهای نشسته خود به جامعه خدمت میکنید! شما فقط برای خود نیستید، بلکه متعلّق به عزیزانتان و جامعه هستید، آقایان و خانمهایی که فرصت پیاده روی را ندارید.
انشاء الله همانطور که به خواب و خوراک و پوشاک و تجمّلات و زرق و برق غیر ضروری زندگی اهمیّت میدهید، حسابی هم برای ورزش باز کنید. در هر شهر و دیاری که هستید مخصوصاً، کرج مسیری را هم برای کوهپیمایی در نظر داشته باشید و چند ساعت از ایّام هفته را به ورزش اختصاص دهید. با برنامهریزی مسافت و ارتفاعی مناسب با سن و سال خود انتخاب کنید. مخصوصاً آن دسته از شهروندان که مدّتی از عمر خود را در ماشین میگذرانند و همه روز مسافر هستند و یا آن عزیزانی که در حجرهها و تجارتخانهها سرگرم داد و ستد هستند و از ورزش بازماندهاند. مژده این که حومهی کرج به تنهایی از بعضی از کشورهای اروپایی کوههای بیشتر، مرتفعتر و دیدنیتر دارد. (شاید هم از قارّهی اروپا)
راستی، چند تا از این ارتفاعات را تسخیر کردهاید و با همّت بلند خود بر قلّه رفیع آن ایستادهاید؟ و دنیا را از افق بازتری دیدهاید؟ الهام گرفته و عمل کردهاید؟ چه موقع تصمیم به انجام این امر مهم دارید؟ تا چه موقع امروز و فردا میکنید؟ شایسته است که بدانیم و بدانند که …
۱-ورزش کسالت و تنبلی را از انسان زدوده و به وی نشاط و شادابی میبخشد. او را برای انجام کارها و وظایف فردی و اجتماعی آماده نموده و اخلاقش را بهبود میبخشد.
۲-ورزش روحیّهی شجاعت، از خود گذشتگی، مبارزه با ظلم و ظالم، دفاع از مظلوم را در انسان تقویّت نموده، اراده وی را قوی میسازد.
۳-ورزش توان رزمی انسان را افزایش میدهد. (از این رو، خود و شما را به مطالعهی مقاله و عمل به آن دعوت میکنم.)
ورزش در قرآن و حدیث؛
قرآن کتاب آسمانی اسلام، بزرگترین سرمشق و راهگشای زندگی انسانها در همه شئون و امور، تا روز قیامت است. در این کتاب بزرگ و بی نقص که کلام خالق انسان و تمام هستی میباشد، آیاتی وجود دارد که به گونهای بر اهمیّت ورزش و نیرومند سازی جسم در کنار تقویّت روح دلالت دارد.
از جمله مواردی که نیرومندی جسمانی به عنوان یک مزیت و امتیاز در قرآن ذکر شده داستان طالوت و قوم بنی اسراییل است.
اِنَّ اللهَ اصطفَیهُ عَلَیکُم وَ زادَهُ بَسَطة فی العِلمِ وَ الِجسمِ (۲) خداوند او را بر شما برگزیده و علم و جسم (قدرت) او را وسعت بخشیده است.
«چنانکه ملاحظه میشود: اسماعیل پیامبر دو خصلت «گسترش علمی و توانایی جسمی» را بر دو خصوصیّت دیگر یعنی قدرت مالی و افتخارات نژادی و نسبی فضیلت و ترجیح میدهد و دارنده این دو خصلت را برای احراز مقام رهبری شایستهتر میداند. در اینجا قدرت بدنی با صراحت به عنوان یک مزیّت و فضیلت مطرح شده و در کار علم و قدرت علمی قرار گرفته و یا آن مقایسه شده است.
اسلام پیاده روی را در ردیف غذا خوردن به حساب آورده، خوردن را برای زنده ماندن ضروری میداند و فرهنگ تربیت بدنی را نیز لازم زندگی دانسته است،» (۳)
قال رسول …( ) خَیْرَ مَا تَداوَیْتُم اَلْمَشی (۴) بهترین راه درمان شما پیاده روی است.
یکی دیگر از نکاتی که ذکر آن در اینجا خالی از لطف نیست، این استکه، امام خمینی (ره) رهبر عظیمالشّأن انقلاباسلامی و مرجعبزرگعالمتشیّع،که همه حرکات و سکنات او برخاسته از متن اسلام ناب بود. تا روزی که به بیمارستان منتقل شده، تحت عمل جراحی قرار گرفته و بالاخره در اثر همان بیماری درگذشت. با وجود اشتغالات بسیار زیاد و بالا بودن سن، همه روزه مقادیر قابل توجّهی- در دو نوبت- پیادهروی مینمود.
عالیترین ورزش اسلامی که میتوان از آن نام برد بعد از پیاده روی، کوهپیمایی است. حضرت آدم با کوه سراندیب و پیامبران اولوالعزم هر کدام با کوهی سر و کار داشتند، یعنی دامنه مصفّا و هوای فرحبخش آن را برای مناجات و راز و نیاز انتخاب میفرمودند. (حضرت نوح و کوه آرارات، حضرت ابراهیم و حضرت موسی کوه طور، حضرت عیسی کوه ساعیر، زرتشت سبلان کوه، حضرت محمّد(ص) کوه فاران و یا کوه حرا.
مقدّمه:
اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ مَا کنّا لِنَهتَدِیَ لَولا اَن هَدانا الله(۱)
شکر و سپاس خداوندی را سزاست که ما را بر این مسیر و مقام هدایت فرمود که بی هدایت او در این مسیر و مقام نبودیم.
و با تشکّر از برگزار کنندگان «نخستین همایش بزرگ کرجشناسی» فرمانداری, شورای اسلامی, شهرداری, فرهیختگان و دوستداران شهر کرج, و دیگر مراجع زیربط که همّت نمودهاند تا با بررسی استعدادهای بالقوّه شهر و به فعلیّت رساندن توانمندیهای موجود در حدّ توان چارهاندیشی نموده و رسالت پیامبر گونه خویش را به انجام رسانند.
امید است با بر پایی این همایش و دقّتنظر در محورهای اقتصادی فرهنگی، سیاسی ازجمله پدیدهی مهاجرت در محور اجتماعی و تحوّلات حاصل از آن (اربابان قلم و صاحبان درایت با تعقّل و تفکّر و تدبّر و تحقیق کافی چارهاندیشی کرده و ارائه طریق نمایند) در اجراء مفاد آن موفّق و مؤید باشند. در صورتیکه با توکّل و توسّل به حضرت حق، با مدد الهی پژوهشی جامع و جاذب و کاربردی به دست آید، امید است، با دست توانای کلیّهی مسئولین محترم شهرستان, مخصوصاً نامبردگان فوق الذّکر، چهره شهر منوّر و باطن شهر مطهّر و در شامه شاهدان معطّر شده تا آرزوی متعالی مسئولین با عمل قرین گردد. (و مردم شهید پرور از کم و کیف آن اطّلاع حاصل نموده و خشنود، امیدوار و سر افراز باشند.) ان شاء الله که مجریان با حسّ مسئولیّت توأم با وجدان کاری در ارتقاءِ کیفیّت فرهنگی شهر بیش از پیش کوشا خواهند بود که خداوند فرموده است:
۱- بیان از لفظ تامعنا: واژهی بیان به معنی پیدا و آشکار شدن و به معنی فصاحت و زبان آوری- سخن آشکار و فصیح و شرح و تعبیر بکار رفته است. علاوه بر این معانی میتوان گفت بیان بعنی برجسته کردن، عینیت دادن به فهم و ظهور شدن یک معنی .در تعریف بیان میتوان گفت عبارتست از شرح و تعبیر کردن یک مفهوم که بوسیله زبان انجام میگیرد. و یا به معنی ظهور شدن یک معنی که به وقت لازم بایستی گفته شود. علاوه بر این موارد میتوان بیان را نشانهای بارز و از مصادیق مهم و اساسی انسان به شمار آورد چه این که بخش عمدهای از شخصیت انسان را بازگو میکند. و جمله ی« مرد چون سخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد.» خود مصداقی بارز برای این مقوله است. آری با بیان سخن است که هنر و شخصیت انسانها نمایان میگردد. افزون بر اینکه ما میتوانیم بیان را پر انرژیترین موجودی به حساب آوریم که باری بسیار سنگین و حتی چند برابر وزن خود را حمل میکند. چرا که همیشه باری سنگین از واژه را بر دوش میکشد. افزون بر این که در تنظیم و تدوین و البته ارائه این واژهها نیز نقش مؤثر و سازندهای را نیز بر عهده گرفته است. بیان وظیفه دارد تا که بخش عمدهای از کلمات را کنار هم بچیند و به مانند لقمهای آماده به خورد اجتماع دهد شاید بتوان گفت بیان همان دندانهای انسان به شمار میرود که لقمه را خوب میجود و بعد به خورد شکم میدهد. بیان قیم واژه هاست و بدون آن واژهها نمیتوانند جمله و یا سطر شوند و در اختیار جامعه قرار گیرند.
انواع بیان: ۱- بیان عمومی ۲- بیان تخصصی و فنی
۱- بیان عمومی: بیان عمومی بیانی است که در قالبی ساده و با زبانی ساده برای عموم گفته میشود و البته تمام واژههای بکار رفته نیز عمومیت دارند. بیان عمومی از بطن خانوادهها شروع میشود و در میان جامعه نیز کاربردی کارآمد دارد.
۱. اسناد و انواع آن
اسناد جمع سند است و سند عبارتست از چیزی که به آن اعتماد کنند و یا به نوشتهای اطلاق میگردد که وام یا طلب کسی را معین میکند و یا مطلبی را ثابت کند. سند یک نوع نسخه معتبر و موثق میباشد که ابتدا ایجاد شده و بعد با نوشتن آن مقبول میافتد و در واقع محتوای آن نیز دارای مفاد خاص خود است که این مفاد نیز دارای جنبهای حقوقیاند. سند زمانی اعتبار پیدا میکند که مکتوب شود در غیر اینصورت هر گفتهای که بر روی کاغذ مکتوب نشود سند نیست و انواع مختلف دارد. که میتوان به اسناد اقتصادی و اجتماعی-اسناد فرهنگی- اسناد سیاسی-اسناد شخصی و اسناد اداری و اسناد نظامی اشاره نمود. اسناد اقتصادی و اجتماعی اسنادی به شمار میروند که گویای اوضاع اقتصادی و چگونگی زندگی مردم در دورهای معین است. به مانند اسناد مالیاتی- قبالههای ملکی و ازدواج- اسناد و مکاتبات تجاری- وقفنامهها و آمارهای جمعیتی از این دستهاند. اسناد فرهنگی اسنادی هستند که جنبه فرهنگی دارند و محتوای این اسناد نیز به مسایل فرهنگی مرتبط میشود. به مانند اسناد مربوط به تأسیس مدارس- اسناد دانشگاهها، اسناد مربوط به اعزام دانشجویان به خارج از کشور- امتیازنامهی انتشار نشریات و کلیهی اسنادی که در قالب فرهنگ و هنر گنجانده میشوند. اسناد سیاسی اسنادی هستند که دارای جنبههای سیاسی و البته محتوا و مفهومی سیاسی را بازگو میکنند. از اینگونه اسناد نیز در ازمنهی تاریخ بسیار به چشم میآید. به مانند مکاتبات سیاسی میان کشورها- قرادادنامههای بین المللی- دست نوشتههای سیاسیون- مکاتبات فرمانهای پادشاهان یا مسئولین مملکتی و هر گونه نوشتهای که دارای مفاهیم و مصادیق سیاسی باشد. اسناد نظامی نیز از دیگر اسناد تاریخی به شمار میآیند. اسناد نظامی به اسنادی گفته میشود که حالتی نظامی و البته دارای مفاهیمی نظامیاند. به مانند مکاتبات نظامی- دست
بر اساس قدیم ترین منابع و مآخذ که نام کرج در آن ذکر شده میتوان به کتاب اوستا اشاره نمود. به گونهای که از واژهی «گوذ» که از یکی از شعبههای رنگها گرفته شده، استفاده گردیده است. افزون بر این که در اوستا به رودی به نام « ارنگ» نیز اشاره شده ولی از این که منظور از رود ارنگ در کتاب اوستا چه رودی بوده اختلاف نظر وجود دارد. چه این که برخی آنرا رود« والگا» و برخی «جیحون» و برخی دیگر رود زرافشان «سغد» دانستهاند. در دیگر کتب نام کرج آمده است به طوری که میتوان به کتاب معروف حدودالعالم من المشرق الی المغرب و هم چنین به کتاب معروف نزهه القلوب تألیف حمدالله مستوفی اشاره نمود. در این کتاب از کرج تعاریفی به میان آمده که میتوان به استراتژیک بودن منطقه از حیث مفهوم و از لحاظ معنا نیز کرج از لغت کاواک یا کاوک گرفته شده که به معنی تهی و یا از لفظ بانگ و فریاد و آگاه کردن است زیرا وجود آتشگاه و کوههای «مراد تپه» کلاک کرج و دژ دختر و شهرستانک مؤید این مدعاست که در روزگار باستان در این مکانها جهت خبر رسانیدن و دیدبانی آتش افروزی میشده است و در جنگلها بدینوسیله از یورش دشمنان باخبر گردیدهاند. بر اساس منابع و مآخذ موجود به مانند مقالهی نگاهی به تاریخ و پیشینه ی فرهنگی شهر کرج در مجموعه مقالات کرج شناسی مفاهیم مختلفی ارائه گردیده است. مفاهیمی از قبیل این که:« کرج مبدأ خبری بزرگ برای (رگا) ری باستان بوده و از آنرو احتمال دارد که در اصل کراج بوده است که کرج از وجه تسمیهی بسیاری از کوه هایی که در پشت کوههای کلاک موجود است، میباشد. این نویسنده در مقاله خود عنوان میدارد که به کرج برج نیز گفتهاند.


