مقاله ها
جشن ها از بارز ترین مراسم و آیین های گروهی هر قوم و ملتی هستند که می توانند نشانگر ژرفای میراث فرهنگی آن ملت باشند. از این روی می توان جشن ها را یکی از روشن ترین نمودهای فرهنگ مردم دانست. هیچ قوم و ملتی را در هیچ کجای تاریخ و جغرافیای جهان نمی توان یافت که دارای جشن های ویژه ی خود نباشد. از این روی جشن های هر قومی پیوندی استوار و دیرینه با هویت و ریشه های فرهنگی آن قوم دارد و همینطور نوع نگاه و اندیشه ی آن قوم به جهان،انسان، طبیعت و فرا طبیعت را نشان می دهد. همچنین می توان ردپای رخداد های تاریخی، دشواری ها و آرمان های آن مردم را در درون ریزه کاری ها و راهبرد برگزاری این جشن ها رد یابی نمود.
ایرانیان به سبب داشتن تاریخ و تمدنی که از کهن ترین و ریشه دار ترین تمدن ها دانسته شده است، وارث فرهنگی ژرف و گسترده شده اند که در دل خود جشن ها و آیین های بسیاری را پرورانده است. این جشن ها همواره با شادی و شادمانی و نیز با شادخواری و پایکوبی همراه بوده است. چرا که از یک سو آیین های گروهی و دسته جمعی خواستار شادی و زاینده ی شور و نشاط همه گانی بوده است، و از سوی دیگر باورها و دستورهای دینی ایرانیان کهن همواره همسو با شادی و شادمانی بوده و انسان را از غم و اندوه پرهیز داده اند، چراکه ایرانیان شادی را آفریده و بخشش اهورامزدا و غم و اندوه را از سوی اهریمن می انگاشته اند. از این روی برگزاری هر چه بیشتر و بهتر این جشن ها از همه سو آموخته و پاسداری می شده است. تا جایی که بسیاری از این جشن ها همراه با نیایش و ستایش خداوند بوده و رنگ و بوی دینی نیز داشته است و این نکته به پایداری و دیرپایی آنها انجامیده است.
واژه ی "جشن" در زبان اوستایی، "یسنه" (yasna) و به معنای ستایش و ستودن بوده که در دوره های پس از آن به "یسن" ، "یزشن" و "جشن" دگرگون شده است. امروزه "یزد"(شهر یزد) از آن ریشه و به همان معنی می باشد.
جشن های ایرانی را با رویکردی گاهشمارانه به سه گروه بنیادین می توان گروه بندی نمود:
در کتب تاریخی اسلامی از دانیال دیگری نیز سخن گفته شده که او را دانیال اصغر مینامند خواندمیر در حبیب السیر او را در شمار انبیا عظام و پس از دانیال اکبر و معاصر لهراسب میداند خداوند در رویایی بخت النصر را به او می شناساند تا او از بخت النصر امان نامه ای برای حفظ خود وخا نواده اش بگیرد راولینسون نیز که حدود ۳۰۰ سال پیش از ایران دیدن کرده بود از مقبره دانیالی میگوید که در بختیاری وجود داشته است برای دریافت درستی این موضوع نیاز به اطلاعات بیشتری است .
کم نیستند کسانی که در طول تاریخ از مقبره دانیال دیدن کرده اند به نظر میرسد ابوموسی اشعری نخستین کسی بوده که در تاریخ از او نام برده شده است او در زمان خلافت عمر بر شوش غلبه کرد . داستان های متفاوتی درباره دیدار او از مرقد دانیال نبی وجود دارد .
آنطور که از حکایات بر میآید چنین به نظر میرسد که دانیال نبی را یا در زیر رود خانه دفن کرده اند( بدین صورت که در ابتدا او را در محلی نزدیک رودخانه دفن کرده و سپس مسیر رودخانه را به گونه ای تغییر داده اند که آب از روی قبر رد شود ) و یا تابوت او را میان آب قرار داده اند .
در کتاب بنیامین تودولایی آمده که یهودیان شهر شوش تصور می کردند وجود تابوت پیامبر در آن قسمت از شهر که آنها زندگی می کنند باعث برکت میشود از این رو آنها توافق کردند که هر سال تابوت در یک قسمت از شهر باشد .
بطور کلی در معماری ایرانی شش سبک وجود دارد
۱ سبک پارسی
۲ پارتی
۳ خراسانی
۴ رازی
۵ آذری
۶ اصفهانی
( سبک پارسی ) این سبک در زمان حکومت هخامنشیان در ایران رواج پیدا کرد که شاخص ترین بنای آن مجموعه شکوهمند تخت جمشید است .
( سبک پارتی ) این سبک معماری در زمان به قدرت رسیدن اشکانیان یا پارتیان در ایران شکل گرفت و تا پایان حکومت ساسانیان ادامه پیدا کرد مهمترین بنا های این دوره که به سبک پارتی ساخته شده اند عبارتند از : شهر نیشابور و فیروزآباد ، طاق کسری ، شهر نساء ، کاخ آشور و هترا
( سبک خراسانی ) این سبک معماری از قرن اول هجری آغاز و تا قرن ۴ هجری قمری ادامه پیدا کرد به طورکلی معماری سبک خراسانی از ویژگی های خاصی برخوردار است که آنرا از سایر سبک های معماری جدا می کند .
( سبک رازی ) سبک رازی از زمان آل زیار شروع شد و در زمان آل بویه ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان ادامه پیدا کرد .
( سبک آذری ) سبک آذری دارای دو دوره است دوره نخست از زمان هولاگو آغاز می شود و تا پایان حکومت ایلخانیان ادامه پیدا می کند دوره دوم از زمان تیموریان تا پایان حکومت تیموریان از مهمترین بناهائی که یه سبک آذری ساخته شدند می توان به گنبد سلطانیه مسجد علیشاهدر تبریز مسجد جامع و یزد مسجد گوهرشاد مدرسه غیاثیه در خواف مسجد امیر چخماغ در یزد مسجد کبود تبریز و مجموعه بسطام اشاره کنیم .
( سبک اصفهانی ) این سبک از زمان شاه طهماسب اول شروع شد و تا زمان زندیه و قاجاریه ادامه داشت . مهمترین بناهائی که به سبک اصفهانی ساخته شدند می توان یه مسجد امام اصفهانی مسجد شیخ لطف الله اصفهان مسجد حکیم ، عمارت چهلستون ، هشت بهشت ، علی قاپور ، مدرسه چهار باغ در اصفهان مجموعه گنجلی خان در کرمان مدرسه خان در شیراز مدرسه امام یا سلطانیه در کاشان مدرسه و مسجد آقا بزرگ در کاشان بقعه شیخ الدین اردیبلی در اردبیل و عمارت ناری یا عمارت خورشید در مشهد اشاره کرد
مسئول گروه باستانشناسی پژروهشکده ابراهیم محمدی
درمورد دانیال و زندگی او نکات مبهمی وجود دارد در کتاب فرزندان استر گفته شده که دانیال در شوش متولد گردیده است در حالیکه کتاب مقدس ودیگر منابع غربی و اسلامی اورا یکی از اسیرانی میدانند که به بابل برده شده است تلمود او را یک پیامبر نمی داند و گفته میشود نام او نیز نامی مستعار است که در افسانه های سامی و سنت توراتی به فردی خردمند و درستکار اطلاق میشود.
درباره کتاب او نیز تردیدهایی وجود دارد در این کتاب از داریوش مادی سخن می رود که قبل از کوروش دوم سلطنت میکرده در صورتیکه چنین داریوشی در تاریخ شناخته شده نیست .
نسبت دادن این کتاب به او نیز مورد تردید است چرا که گفته می شود این کتاب که از دوازده بخش نیمه آرامی و نیمه عبری تشکیل شده توسط چندین نفر و در دوره های مختلف نوشته شده است . خاخام های دوره تلمودی و آبای کلیسا متفق القول بر این باورند که چهار مکاشفه خود دانیال ( باب هفتم به بعد ) در آخرین دوره بابلی و نخستین سال های دوره حکومت ایرانیان (۵۳۷-۵۴۵ ق . م ) تحریر شده است آنها تاریخی بودن بخش اول را مورد سئوال قرار نمی دهند با توجه به سبک ادبی پیشگویی گرایانه رویاهای دانیال پی میبریم که این بخش ها در دوران هلینیستی ( یعنی زمان حکومت یونانی ها بر اورشلیم ) به رشته تحریر درآمده اند و به آن سبک ادبیاتی متعلق اند که در آن دوران بوجود آمده اند و به احتمال زیاد شش بخش اول نوشته خوددانیال است.
ایران شناسی
پیامبران مدفون در ایران
سرزمین مقدس یهودیان بارها تحت تجاوز دولت های مختلف قرار گرفت. زمانیکه نبوکد نصر پادشاه بابل بر اورشلیم دست یافت. آنجا را ویران کرد و یهودیان را به اسیری به بابل برد از آنجایی که دولت بابل بر سرزمین های پارس و ماد حکومت میکرد برخی از یهودیان در شهرهای ایران سکونت داده شدند .
وقتی کوروش انشانی در سال ۵۳۸ قبل از میلاد بر دولت بابل ظفر یافت ؛ به یهودیانی که در آنجا زندگی میکردند اجازه داد به کشور خود باز گردند. عداه ای از یهودیان به موطن خود بازگشتند و عده ای دیگر همچنان به سکونت خود در بابل و ایران ادامه دادند . به آن عده از یهودیانی که در ایران زتندگی میکردند سمت های دولتی اعطا شد و برخی همانند نحمیا که ساقی اردشیر بود و مردخای که سمتی در دستگاه خشایارشا داشت توانستند به دربار ایران راه یابند بعضی از این یهودیان انبیایی بودند که به ایران مهاجرت کردند ودر نقاط مختلف این کشور وفات یافتند بنا بر عقیده روحانیون یهودی – ایرانی تنها محل دفن چهار نفر از انبیا بنی اسراییل مستند است :
استر و مردخای در همدان دانیال در شوش و حبقوق در تویسرکان . احتمال دارد دیگر انبیایی که تصور میشود در ایران دفن شده اند اشخاصی به همین نام بوده باشند یا آتشکده هایی که زرتشتیان ایرانی برای حفظ آن اماکن آنها را به انبیا بنی اسراییل یا دیگر انبیایی که بعد از دوران حضرت عیسی بودند نسبت داده اند .
موضوع دیگر این است که گفته می شود بعضی از این انبیا در کنار رودخانه دفن شده اند . ممکن است این افراد از قوم صابئین بوده باشند که در کنار رودخانه زندگی میکرده اند و ربطی به انبیا نداشته باشند و این مطلب به تحقیقات گسترده ای نیاز دارد . آنچه در ذیل خواهد آمد مختصری درباره زندگی و محل دفن برخی از این انبیا است .
دانیال نبی
دانیال یعنی خدا حاکم بر من است او پسر یوضا یا یوحنابن یوشیا است که نسبش به داوود نبی میرسد او در زمان سلطنت یهویاقیم ( ۶۰۶ ق . م ) به اسیری به بابل برده شد دانیال با دوستان خود حنینا و میشائیل و عزریا برگزیده شدند تا در دربار نبوکد نصر بابلی خدمت کنند او در زبان وعلوم کلدانیان پیشرفت کرد اما خود را با غذاها ونوشیدنی های آنان آلوده نکرد خداوند به او علم تعبییر خواب را عطا کرد و بدین وسیله به حکومت بابل و ریاست سلسله علما و کهنه منصوب گشت .
او در زمان حکومت بلشر معنای کلامی را که در میهمانی پادشاه دستی بدون ساعد آن را برروی دیوار نوشت معنا کرد و باز هم مقام او بالا رفت .
پس از بلشر پارس ها بابل را فتح کردند و داریوش مادی بر بابل سلطنت نمود او دانیال را بر صدو بیست نفراز شاهزادگان ریاست داد و این امر موجب حسادت شاهزادگان شد . پادشاه علیرغم میل باطنی خود دانیال را در چاه شیران انداخت دانیال به خداوند پناه برد و خداوند او را حفظ کرد و نجات داد ( در کتاب اپوکریفایی بعل و اژدها آمده که در آن شب فرشته ایی حبقوق نبی را از یهودیه به دیدار او در بابل برد و حبقوق به همراه خود سه عدد قرص نان برای شام دانیال برد )
او همواره مورد عنایت داریوش مادی و کوروش بود و تا زمان مرگش هرگز از فرمان خداوند سرپیچی نکرد
هنر معماری در کشورهایی که صاحب تاریخ و فرهنگ باستانی هستند ، از مهمترین یایه های تمدن دیرینه ی آنها است و سرزمین ایران نیز با پیشینه مدنیت چندین هزار ساله خود ، دارای شاهکاری معماری کم نظیری است . شاید این علاقه و توجه ، سبب تداوم همیشگی این هنر شده است . تالارها ، ایوانهای ستون دار تخت جمشید تا قصرهای صفوی در اصفهان تا خانه های روستائی ، گنبدهایی که بر چهار قوس بنا شده ، صحن چهار ایوانی ، حیاط داخلی و حوض آن ، همه اینها از ویِژگی های معماری اصیل ایرانی است که در طول تاریخ معماری ایران پیوسته تداوم خود را حفظ کرده است .
از این رو باید نگاهی ویژه به مسئله معماری و باستانشناسی به خصوص معماری اسلامی مد نظر داشت . همواره بر آن شدیم که دور هم گرد آئیم تا آگامی موثر در این مهم براریم
مسئول گروه باستانشناسی پژروهشکده ابراهیم محمدی
سابقه سفرنامه نویسی درجهان …….
برخی از کهن ترین گزارش های سفر متعلق به مصریان است که قدمت یکی از آنها به سده ششم پیش از میلاد می رسد ، و آن سفرنامه کوسموس اسکندرانی است(حدود۵۴۸ق.م) ه گزارش سفرهایش به اتیوپی، هندغربی و سیلان است .
مگ استنس، سفیر سلوکوس اول در هند در ۲۹۵ق.م،با نوشتن کتابی در باره هندوستان ، دنیای یونان را به شگفتی واداشت .مورخ یونانی پولبیوس (۲۰۸-۲۹۰ق.م)که تاکنون کسی در تاریخ نویسی با وسعت تحصیل و سفر و تجربه او پیدا نشده است ،با افتخاراز سفرهایی سخن می گوید که در جست وجوی اطلاعات و اسناد و حقایق جغرافیایی کرده است .در میان نویسندگان رومی ، هوراس (۶۵-۸-ق.م)گزارشی از سفرخود به بروندیسیموم و شهری در ایتالیای کنونی به یادگار گذاشته است .از دیگر گزارش های جالب ، سفرهای گایوس سولینوس(سده سوم ) به بریتانیاو آسیاست .استرابون،جغرافی دان معروف یونانی ، بسیاری از مطالبش را بر پایه دیده ها و سفرهای خود آورده است.
از کهن ترین سفرنامه های چینی ها باید از سفرنامه فاهیان(۲)(حدود۳۹۹-۴۱۴ق.م) در شرح سفرش به هند، و سفرنامه هوئن تسانگ، زائر چینی که در اواخر روزگار ساسانیان به سرزمین های همسایه ایران سفرکرده بود یاد کرد.
سرگذشت سفرسلیمان تاجر،قدیمی ترین وصف عربی از دیار چین است که ۴۲۵سال قبل از مارکو پولو نوشته شده است .جووانی دو پیانوکاریینی در آوریل ۱۲۴۵م.به دربار خان مغول در قراقروم اعزام شد.ماموریت او توام با کامیابی نبود،لکن پس از بازگشت به اروپا داستان سفر خویش را به رشته تحریر کشید. این مجموعه سلیس و دقیق، امروز در زمره کتاب های کلاسیک ادبی جغرافیابه شمار می رود.مشهورترین سفرنامه نویس اروپایی را باید مارکوپولو بدانیم ، وی در سال ۱۲۵۴م.در ونیز به دنیا آمد.کتاب "شرح جهان"یا همان "سفرنامه مارکوپولو"شرح سفر طولانی او به خاور دور و اقامت هفده ساله اش در چین است .مارکوپولو در هر نقطه ، شرایط جغرافیایی ،وضعیت و ثروت های طبیعی ، راه ها، خلق و خوی مردم ، آداب و سنن، و خلاصه آنچه را که مفید می دانست شرح می داد.وی در مسیر سفرش ازفلسطین ، ارمنستان ، بین االنهرین ، خلیج فارس ، ایران ، بلخ ، کاشغرو ختن گذشت و در بازگشت از سوماترا(جنوب هند) به ایران آمد و از راه قسطنطنیه به وطن بازگشت.قسمتی از راه سفر پولو همان راه قدیمی سیاح و مسافر معروف چینی هوئن تسانگ بود.
در سده های شانزده و هفده ، کاشفان و جهانگردان و حادثه جویان اروپایی خاور زمین را از نزدیک بررسی کردند و نتایج مشاهدات خودرا به صورت سفرنامه برجای گذاشتند.برخی ، این سفرنامه هارا خبیثانه می دانندو می گویند این سفرها در پی اهداف استعماری صورت گرفته اند، زیرا در آنها مردم خاورزمین مورد تمسخر قرارگرفته و حقایق وارونه شده اند .
بسیاری از بهترین آثار منثور نهضت رمانتیک به صورت سفرنامه است .گزارش گوته از سفرش به ایتالیا( ۱۷۸۶-۱۷۸۸م.) پرخواننده تراز سایر رمان های اوست "."نامه های یک مسافر روسی" از نیکولای کارامزین (۱۷۶۶-۱۸۲۶٫م ) و "کشتی پالادای " از ایوان گانچاروف(۱۸۱۲-۱۸۹۰٫م) از این قبیل آثارند.
برای آشنایی و مطالعه بیشتر شما عزیزان به تعدادی از سفرنامه هایی که در ایران ترجمه گردیده است اشاره می گرد د.
۱-سفرنامه جکسن: ایران در گذشته وحال.ترجمه منوچهر امیری و فریدون بدره ای تهران خوارزمی چاپ اول ۱۳۵۲)
۲- سفر نامه مادام دیولافوا: ایران و کلده-ترجمه بهرام فره وشی .تهران قصه پرداز ۱۳۷۸
۳ – سفرنامه کنت دوگو بینو:سه سال آسیا. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی .تهران کتاب سرا ۱۳۷۶
۴- سفرنامه احمدبن فضلان :ترجمه ابوالفضل طباطبایی .تهران .شرق ۱۳۵۵٫
۵- سفرنامه مارکوپولو معروف به ایل میلیونه .ترجمه منصور سجادی و آنجلادی جوانی رومانو.تهران .گویش پ۱۳۶۳٫
۶- سفرنامه ناصرخسرو: ترجمه محمد دبیر سیاقی .تهران : زوار چاپ سوم ۱۳۶۳٫
این مبحث ادامه خواهد داشت.
اَلْحَمْدُللهِ الّذی هَدانا لِهذا وَ مَا کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَو لا اَن هَدانَا الله (۱)
شکر و سپاس خداوندی را سزاست که ما را به این مسیر و مقام هدایت فرمود که بی هدایت او در این مسیر و مقام نبودیم.
از بین تعاریف متفاوت و متعددی که برای واژه ((فرهنگ)) نمودهاند, اجمالاً اگر فرهنگ و تمدّن بشری را مجموعه ادب و آداب, تعلیم و تربیّت, زبان و بیان, علم و معرفت, کنشها و واکنشهای اشخاص و اقوام در مقابل پدیدهها یا ضرورتهای اجرایی و حیاتی انسانها بدانیم, خواهیم یافت که ملّتی هستیم دارای فرهنگ اسلامی و متعالی و فرهنگ ملّی غنی.
پس بدیهی است که بدون دریافت و ارزیابی فاکتورهای مذکور و … نمی توان فرهنگ دینی و ملّی, قومی و قبیلهای را مورد مداقّه و بررسی قرار داد. لذا, تا تعریف صحیحی از شهر نداشته باشیم نمیتوانیم به محاسن و معایب فرهنگ شهری بپردازیم.
جای تأسّف است که هنوز تعریف جامع و قرائت واحدی از شهر که بتواند جمیع محورهای اجتماعی, فرهنگی, اقتصادی و سیاسی را پوشش دهد به طور وضوح نداریم و تعاریف, برگرفته از نظرات اندیشمندان غربی است که نارساییهایی را در بر دارد.
چرا که هر کس از دیدگاه خود به این مهم می پردازد؛ تاجر آن را برای داد و ستد و خرابکار آن را برای سرپناه میگزیند و قاضی برای قضاوت (در مسائل غامض و پیچیدهای که از عدم اعمال صحیح قوانین موجود حاصل آمده) و اشخاص فهیم و فرهیخته نیز برای ارائه فرهنگ صحیح و نشان دادن راههای کاربردی قابل و لازمالاجرا به تلاش و تکاپو افتادهاند.
قَوِّ عَلی خِدْمَتِِکَ جَوارِحی وَ اشْدُدْ عَلی الْعَزیمَه جَوانِحی (۱)
مقدّمه:
اعضای مرا در اطاعت خویش نیرومند گردان و دل مرا در عزیمت به سوی خود محکم کن.
بشر امروز با بی حرکتی تیشه به ریشه خود میزند و با سکون به استقبال کسالت و بیماری میرود.
خوشحال است که تکنیک و صنعت به کمک او آمده است و میتواند با فشار دکمهای با استفاده از قدرت برق یا هیدرولیک سختترین کارها را به انجام برساند، قطعات بزرگ را حمل و نقل و یا کوهی را با فشار دکمهای متلاشی کند و خوشحال است که با ماشین تردد میکند.
شاید نمیداند که دراثر عدم تحرّک کافی و کامل نبودن سوخت و ساز داخلی، چربیهای ذخیره در عروق و اطراف قلب چه بلایی بر سر انسان عصر حاضر آورده است. راستی صنعت و تمدّن به بشریّت خدمت میکند یا خیانت؟؟
سعادتمندند کسانی که در کنار تکنیک و ماشین از نیروی بدنی نیز به نحوی استفاده میکنند و داوطلبانه در حدّ توان خود به کار و کارگری میپردازند، در راههای نزدیک آگاهانه اتومبیل را میگذارند و پیاده روی میکنند و یا اوقاتی از صبح و عصر را به ورزش میپردازند.
دانشمندان، محققین، کارمندان، رانندگان و همه عزیزانی که با کارهای فکری، مطالعه و کارهای نشسته خود به جامعه خدمت میکنید! شما فقط برای خود نیستید، بلکه متعلّق به عزیزانتان و جامعه هستید، آقایان و خانمهایی که فرصت پیاده روی را ندارید.
انشاء الله همانطور که به خواب و خوراک و پوشاک و تجمّلات و زرق و برق غیر ضروری زندگی اهمیّت میدهید، حسابی هم برای ورزش باز کنید. در هر شهر و دیاری که هستید مخصوصاً، کرج مسیری را هم برای کوهپیمایی در نظر داشته باشید و چند ساعت از ایّام هفته را به ورزش اختصاص دهید. با برنامهریزی مسافت و ارتفاعی مناسب با سن و سال خود انتخاب کنید. مخصوصاً آن دسته از شهروندان که مدّتی از عمر خود را در ماشین میگذرانند و همه روز مسافر هستند و یا آن عزیزانی که در حجرهها و تجارتخانهها سرگرم داد و ستد هستند و از ورزش بازماندهاند. مژده این که حومهی کرج به تنهایی از بعضی از کشورهای اروپایی کوههای بیشتر، مرتفعتر و دیدنیتر دارد. (شاید هم از قارّهی اروپا)
راستی، چند تا از این ارتفاعات را تسخیر کردهاید و با همّت بلند خود بر قلّه رفیع آن ایستادهاید؟ و دنیا را از افق بازتری دیدهاید؟ الهام گرفته و عمل کردهاید؟ چه موقع تصمیم به انجام این امر مهم دارید؟ تا چه موقع امروز و فردا میکنید؟ شایسته است که بدانیم و بدانند که …
۱-ورزش کسالت و تنبلی را از انسان زدوده و به وی نشاط و شادابی میبخشد. او را برای انجام کارها و وظایف فردی و اجتماعی آماده نموده و اخلاقش را بهبود میبخشد.
۲-ورزش روحیّهی شجاعت، از خود گذشتگی، مبارزه با ظلم و ظالم، دفاع از مظلوم را در انسان تقویّت نموده، اراده وی را قوی میسازد.
۳-ورزش توان رزمی انسان را افزایش میدهد. (از این رو، خود و شما را به مطالعهی مقاله و عمل به آن دعوت میکنم.)
ورزش در قرآن و حدیث؛
قرآن کتاب آسمانی اسلام، بزرگترین سرمشق و راهگشای زندگی انسانها در همه شئون و امور، تا روز قیامت است. در این کتاب بزرگ و بی نقص که کلام خالق انسان و تمام هستی میباشد، آیاتی وجود دارد که به گونهای بر اهمیّت ورزش و نیرومند سازی جسم در کنار تقویّت روح دلالت دارد.
از جمله مواردی که نیرومندی جسمانی به عنوان یک مزیت و امتیاز در قرآن ذکر شده داستان طالوت و قوم بنی اسراییل است.
اِنَّ اللهَ اصطفَیهُ عَلَیکُم وَ زادَهُ بَسَطة فی العِلمِ وَ الِجسمِ (۲) خداوند او را بر شما برگزیده و علم و جسم (قدرت) او را وسعت بخشیده است.
«چنانکه ملاحظه میشود: اسماعیل پیامبر دو خصلت «گسترش علمی و توانایی جسمی» را بر دو خصوصیّت دیگر یعنی قدرت مالی و افتخارات نژادی و نسبی فضیلت و ترجیح میدهد و دارنده این دو خصلت را برای احراز مقام رهبری شایستهتر میداند. در اینجا قدرت بدنی با صراحت به عنوان یک مزیّت و فضیلت مطرح شده و در کار علم و قدرت علمی قرار گرفته و یا آن مقایسه شده است.
اسلام پیاده روی را در ردیف غذا خوردن به حساب آورده، خوردن را برای زنده ماندن ضروری میداند و فرهنگ تربیت بدنی را نیز لازم زندگی دانسته است،» (۳)
قال رسول …( ) خَیْرَ مَا تَداوَیْتُم اَلْمَشی (۴) بهترین راه درمان شما پیاده روی است.
یکی دیگر از نکاتی که ذکر آن در اینجا خالی از لطف نیست، این استکه، امام خمینی (ره) رهبر عظیمالشّأن انقلاباسلامی و مرجعبزرگعالمتشیّع،که همه حرکات و سکنات او برخاسته از متن اسلام ناب بود. تا روزی که به بیمارستان منتقل شده، تحت عمل جراحی قرار گرفته و بالاخره در اثر همان بیماری درگذشت. با وجود اشتغالات بسیار زیاد و بالا بودن سن، همه روزه مقادیر قابل توجّهی- در دو نوبت- پیادهروی مینمود.
عالیترین ورزش اسلامی که میتوان از آن نام برد بعد از پیاده روی، کوهپیمایی است. حضرت آدم با کوه سراندیب و پیامبران اولوالعزم هر کدام با کوهی سر و کار داشتند، یعنی دامنه مصفّا و هوای فرحبخش آن را برای مناجات و راز و نیاز انتخاب میفرمودند. (حضرت نوح و کوه آرارات، حضرت ابراهیم و حضرت موسی کوه طور، حضرت عیسی کوه ساعیر، زرتشت سبلان کوه، حضرت محمّد(ص) کوه فاران و یا کوه حرا.
مقدّمه:
اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ مَا کنّا لِنَهتَدِیَ لَولا اَن هَدانا الله(۱)
شکر و سپاس خداوندی را سزاست که ما را بر این مسیر و مقام هدایت فرمود که بی هدایت او در این مسیر و مقام نبودیم.
و با تشکّر از برگزار کنندگان «نخستین همایش بزرگ کرجشناسی» فرمانداری, شورای اسلامی, شهرداری, فرهیختگان و دوستداران شهر کرج, و دیگر مراجع زیربط که همّت نمودهاند تا با بررسی استعدادهای بالقوّه شهر و به فعلیّت رساندن توانمندیهای موجود در حدّ توان چارهاندیشی نموده و رسالت پیامبر گونه خویش را به انجام رسانند.
امید است با بر پایی این همایش و دقّتنظر در محورهای اقتصادی فرهنگی، سیاسی ازجمله پدیدهی مهاجرت در محور اجتماعی و تحوّلات حاصل از آن (اربابان قلم و صاحبان درایت با تعقّل و تفکّر و تدبّر و تحقیق کافی چارهاندیشی کرده و ارائه طریق نمایند) در اجراء مفاد آن موفّق و مؤید باشند. در صورتیکه با توکّل و توسّل به حضرت حق، با مدد الهی پژوهشی جامع و جاذب و کاربردی به دست آید، امید است، با دست توانای کلیّهی مسئولین محترم شهرستان, مخصوصاً نامبردگان فوق الذّکر، چهره شهر منوّر و باطن شهر مطهّر و در شامه شاهدان معطّر شده تا آرزوی متعالی مسئولین با عمل قرین گردد. (و مردم شهید پرور از کم و کیف آن اطّلاع حاصل نموده و خشنود، امیدوار و سر افراز باشند.) ان شاء الله که مجریان با حسّ مسئولیّت توأم با وجدان کاری در ارتقاءِ کیفیّت فرهنگی شهر بیش از پیش کوشا خواهند بود که خداوند فرموده است:

