مردمک چشم چپش پیچش مختصری دارد، دندان نیش سمت راستش هم طلا است. داغ زخمی کهنه مثل کرمی گوشتی خزیده زیر پوست گونه اش و توی ریش انبوهش گم شده. با اولین کاروان ها آمده و عجیب اینکه مثل من وارد شهر که شده نخل های بی سر و دیوارهای آوار شده را که دیده، یاد خرمشهر افتاده و دیوار هایی که جابجا گلوله های تانک و توپ سوراخ سوراخ شان کرده بود. شاید به دلیل همین خاطرات مشترک بود که وقتی بالاخره پیدایش کردم به نظرم آشنا آمد، انگار قبلا او را جایی دیده باشم.
همراه دو سه نفر دیگر از بچه های هلال احمر پای یکی از دیوار های ارگ را پس زده بودند و چند تا اسکلت کوچولو پیدا کرده بودند. هلال احمری ها با تعجب داشتند به حرف هایش گوش می دادند .
- اینا مال زمانیه که فیروز میرزا حاکم کرمان ارگ رو محاصره کرد و آب رو بروی مردم بست . زنا که از زور تشنگی شیرشون خشک شد . بچه هاشون تلف شد. اون ها رو همین جاها دفنشون کردن، کم از کربلا نبوده
جشن ها از بارز ترین مراسم و آیین های گروهی هر قوم و ملتی هستند که می توانند نشانگر ژرفای میراث فرهنگی آن ملت باشند. از این روی می توان جشن ها را یکی از روشن ترین نمودهای فرهنگ مردم دانست. هیچ قوم و ملتی را در هیچ کجای تاریخ و جغرافیای جهان نمی توان یافت که دارای جشن های ویژه ی خود نباشد. از این روی جشن های هر قومی پیوندی استوار و دیرینه با هویت و ریشه های فرهنگی آن قوم دارد و همینطور نوع نگاه و اندیشه ی آن قوم به جهان،انسان، طبیعت و فرا طبیعت را نشان می دهد. همچنین می توان ردپای رخداد های تاریخی، دشواری ها و آرمان های آن مردم را در درون ریزه کاری ها و راهبرد برگزاری این جشن ها رد یابی نمود.
ایرانیان به سبب داشتن تاریخ و تمدنی که از کهن ترین و ریشه دار ترین تمدن ها دانسته شده است، وارث فرهنگی ژرف و گسترده شده اند که در دل خود جشن ها و آیین های بسیاری را پرورانده است. این جشن ها همواره با شادی و شادمانی و نیز با شادخواری و پایکوبی همراه بوده است. چرا که از یک سو آیین های گروهی و دسته جمعی خواستار شادی و زاینده ی شور و نشاط همه گانی بوده است، و از سوی دیگر باورها و دستورهای دینی ایرانیان کهن همواره همسو با شادی و شادمانی بوده و انسان را از غم و اندوه پرهیز داده اند، چراکه ایرانیان شادی را آفریده و بخشش اهورامزدا و غم و اندوه را از سوی اهریمن می انگاشته اند. از این روی برگزاری هر چه بیشتر و بهتر این جشن ها از همه سو آموخته و پاسداری می شده است. تا جایی که بسیاری از این جشن ها همراه با نیایش و ستایش خداوند بوده و رنگ و بوی دینی نیز داشته است و این نکته به پایداری و دیرپایی آنها انجامیده است.
واژه ی "جشن" در زبان اوستایی، "یسنه" (yasna) و به معنای ستایش و ستودن بوده که در دوره های پس از آن به "یسن" ، "یزشن" و "جشن" دگرگون شده است. امروزه "یزد"(شهر یزد) از آن ریشه و به همان معنی می باشد.
جشن های ایرانی را با رویکردی گاهشمارانه به سه گروه بنیادین می توان گروه بندی نمود:
در کتب تاریخی اسلامی از دانیال دیگری نیز سخن گفته شده که او را دانیال اصغر مینامند خواندمیر در حبیب السیر او را در شمار انبیا عظام و پس از دانیال اکبر و معاصر لهراسب میداند خداوند در رویایی بخت النصر را به او می شناساند تا او از بخت النصر امان نامه ای برای حفظ خود وخا نواده اش بگیرد راولینسون نیز که حدود ۳۰۰ سال پیش از ایران دیدن کرده بود از مقبره دانیالی میگوید که در بختیاری وجود داشته است برای دریافت درستی این موضوع نیاز به اطلاعات بیشتری است .
کم نیستند کسانی که در طول تاریخ از مقبره دانیال دیدن کرده اند به نظر میرسد ابوموسی اشعری نخستین کسی بوده که در تاریخ از او نام برده شده است او در زمان خلافت عمر بر شوش غلبه کرد . داستان های متفاوتی درباره دیدار او از مرقد دانیال نبی وجود دارد .
آنطور که از حکایات بر میآید چنین به نظر میرسد که دانیال نبی را یا در زیر رود خانه دفن کرده اند( بدین صورت که در ابتدا او را در محلی نزدیک رودخانه دفن کرده و سپس مسیر رودخانه را به گونه ای تغییر داده اند که آب از روی قبر رد شود ) و یا تابوت او را میان آب قرار داده اند .
در کتاب بنیامین تودولایی آمده که یهودیان شهر شوش تصور می کردند وجود تابوت پیامبر در آن قسمت از شهر که آنها زندگی می کنند باعث برکت میشود از این رو آنها توافق کردند که هر سال تابوت در یک قسمت از شهر باشد .
بطور کلی در معماری ایرانی شش سبک وجود دارد
۱ سبک پارسی
۲ پارتی
۳ خراسانی
۴ رازی
۵ آذری
۶ اصفهانی
( سبک پارسی ) این سبک در زمان حکومت هخامنشیان در ایران رواج پیدا کرد که شاخص ترین بنای آن مجموعه شکوهمند تخت جمشید است .
( سبک پارتی ) این سبک معماری در زمان به قدرت رسیدن اشکانیان یا پارتیان در ایران شکل گرفت و تا پایان حکومت ساسانیان ادامه پیدا کرد مهمترین بنا های این دوره که به سبک پارتی ساخته شده اند عبارتند از : شهر نیشابور و فیروزآباد ، طاق کسری ، شهر نساء ، کاخ آشور و هترا
( سبک خراسانی ) این سبک معماری از قرن اول هجری آغاز و تا قرن ۴ هجری قمری ادامه پیدا کرد به طورکلی معماری سبک خراسانی از ویژگی های خاصی برخوردار است که آنرا از سایر سبک های معماری جدا می کند .
( سبک رازی ) سبک رازی از زمان آل زیار شروع شد و در زمان آل بویه ، سلجوقیان و خوارزمشاهیان ادامه پیدا کرد .
( سبک آذری ) سبک آذری دارای دو دوره است دوره نخست از زمان هولاگو آغاز می شود و تا پایان حکومت ایلخانیان ادامه پیدا می کند دوره دوم از زمان تیموریان تا پایان حکومت تیموریان از مهمترین بناهائی که یه سبک آذری ساخته شدند می توان به گنبد سلطانیه مسجد علیشاهدر تبریز مسجد جامع و یزد مسجد گوهرشاد مدرسه غیاثیه در خواف مسجد امیر چخماغ در یزد مسجد کبود تبریز و مجموعه بسطام اشاره کنیم .
( سبک اصفهانی ) این سبک از زمان شاه طهماسب اول شروع شد و تا زمان زندیه و قاجاریه ادامه داشت . مهمترین بناهائی که به سبک اصفهانی ساخته شدند می توان یه مسجد امام اصفهانی مسجد شیخ لطف الله اصفهان مسجد حکیم ، عمارت چهلستون ، هشت بهشت ، علی قاپور ، مدرسه چهار باغ در اصفهان مجموعه گنجلی خان در کرمان مدرسه خان در شیراز مدرسه امام یا سلطانیه در کاشان مدرسه و مسجد آقا بزرگ در کاشان بقعه شیخ الدین اردیبلی در اردبیل و عمارت ناری یا عمارت خورشید در مشهد اشاره کرد
مسئول گروه باستانشناسی پژروهشکده ابراهیم محمدی
درمورد دانیال و زندگی او نکات مبهمی وجود دارد در کتاب فرزندان استر گفته شده که دانیال در شوش متولد گردیده است در حالیکه کتاب مقدس ودیگر منابع غربی و اسلامی اورا یکی از اسیرانی میدانند که به بابل برده شده است تلمود او را یک پیامبر نمی داند و گفته میشود نام او نیز نامی مستعار است که در افسانه های سامی و سنت توراتی به فردی خردمند و درستکار اطلاق میشود.
درباره کتاب او نیز تردیدهایی وجود دارد در این کتاب از داریوش مادی سخن می رود که قبل از کوروش دوم سلطنت میکرده در صورتیکه چنین داریوشی در تاریخ شناخته شده نیست .
نسبت دادن این کتاب به او نیز مورد تردید است چرا که گفته می شود این کتاب که از دوازده بخش نیمه آرامی و نیمه عبری تشکیل شده توسط چندین نفر و در دوره های مختلف نوشته شده است . خاخام های دوره تلمودی و آبای کلیسا متفق القول بر این باورند که چهار مکاشفه خود دانیال ( باب هفتم به بعد ) در آخرین دوره بابلی و نخستین سال های دوره حکومت ایرانیان (۵۳۷-۵۴۵ ق . م ) تحریر شده است آنها تاریخی بودن بخش اول را مورد سئوال قرار نمی دهند با توجه به سبک ادبی پیشگویی گرایانه رویاهای دانیال پی میبریم که این بخش ها در دوران هلینیستی ( یعنی زمان حکومت یونانی ها بر اورشلیم ) به رشته تحریر درآمده اند و به آن سبک ادبیاتی متعلق اند که در آن دوران بوجود آمده اند و به احتمال زیاد شش بخش اول نوشته خوددانیال است.
ایران شناسی
پیامبران مدفون در ایران
سرزمین مقدس یهودیان بارها تحت تجاوز دولت های مختلف قرار گرفت. زمانیکه نبوکد نصر پادشاه بابل بر اورشلیم دست یافت. آنجا را ویران کرد و یهودیان را به اسیری به بابل برد از آنجایی که دولت بابل بر سرزمین های پارس و ماد حکومت میکرد برخی از یهودیان در شهرهای ایران سکونت داده شدند .
وقتی کوروش انشانی در سال ۵۳۸ قبل از میلاد بر دولت بابل ظفر یافت ؛ به یهودیانی که در آنجا زندگی میکردند اجازه داد به کشور خود باز گردند. عداه ای از یهودیان به موطن خود بازگشتند و عده ای دیگر همچنان به سکونت خود در بابل و ایران ادامه دادند . به آن عده از یهودیانی که در ایران زتندگی میکردند سمت های دولتی اعطا شد و برخی همانند نحمیا که ساقی اردشیر بود و مردخای که سمتی در دستگاه خشایارشا داشت توانستند به دربار ایران راه یابند بعضی از این یهودیان انبیایی بودند که به ایران مهاجرت کردند ودر نقاط مختلف این کشور وفات یافتند بنا بر عقیده روحانیون یهودی – ایرانی تنها محل دفن چهار نفر از انبیا بنی اسراییل مستند است :
استر و مردخای در همدان دانیال در شوش و حبقوق در تویسرکان . احتمال دارد دیگر انبیایی که تصور میشود در ایران دفن شده اند اشخاصی به همین نام بوده باشند یا آتشکده هایی که زرتشتیان ایرانی برای حفظ آن اماکن آنها را به انبیا بنی اسراییل یا دیگر انبیایی که بعد از دوران حضرت عیسی بودند نسبت داده اند .
موضوع دیگر این است که گفته می شود بعضی از این انبیا در کنار رودخانه دفن شده اند . ممکن است این افراد از قوم صابئین بوده باشند که در کنار رودخانه زندگی میکرده اند و ربطی به انبیا نداشته باشند و این مطلب به تحقیقات گسترده ای نیاز دارد . آنچه در ذیل خواهد آمد مختصری درباره زندگی و محل دفن برخی از این انبیا است .
دانیال نبی
دانیال یعنی خدا حاکم بر من است او پسر یوضا یا یوحنابن یوشیا است که نسبش به داوود نبی میرسد او در زمان سلطنت یهویاقیم ( ۶۰۶ ق . م ) به اسیری به بابل برده شد دانیال با دوستان خود حنینا و میشائیل و عزریا برگزیده شدند تا در دربار نبوکد نصر بابلی خدمت کنند او در زبان وعلوم کلدانیان پیشرفت کرد اما خود را با غذاها ونوشیدنی های آنان آلوده نکرد خداوند به او علم تعبییر خواب را عطا کرد و بدین وسیله به حکومت بابل و ریاست سلسله علما و کهنه منصوب گشت .
او در زمان حکومت بلشر معنای کلامی را که در میهمانی پادشاه دستی بدون ساعد آن را برروی دیوار نوشت معنا کرد و باز هم مقام او بالا رفت .
پس از بلشر پارس ها بابل را فتح کردند و داریوش مادی بر بابل سلطنت نمود او دانیال را بر صدو بیست نفراز شاهزادگان ریاست داد و این امر موجب حسادت شاهزادگان شد . پادشاه علیرغم میل باطنی خود دانیال را در چاه شیران انداخت دانیال به خداوند پناه برد و خداوند او را حفظ کرد و نجات داد ( در کتاب اپوکریفایی بعل و اژدها آمده که در آن شب فرشته ایی حبقوق نبی را از یهودیه به دیدار او در بابل برد و حبقوق به همراه خود سه عدد قرص نان برای شام دانیال برد )
او همواره مورد عنایت داریوش مادی و کوروش بود و تا زمان مرگش هرگز از فرمان خداوند سرپیچی نکرد
تاریخچه کلاک
بر اساس نوشته ی خانم معصومه تقی خانی در کتاب سرزمین جاوید اثر ذبیح الله منصوری آمده است در ازمنه قدیم دریای پهناوری در در مرکزی وجود داشته که ساکنین نواحی مرکزی و تا حدودی شرقی ایران بر اثر خشک شدن این دریا به سمت نواحی جنوب کوههای البرز و مازندران کوچ کردند و از دامنه الوند تا دشت قزوین که شرایط مساعد تری برای زندگی داشته اند برای زندگی انتخاب کردند. از شواهد و آثار به دست آمده به نظر می رسد که تعدادی از این مهاجران در منطقه کلاک ساکن شدند. در سالهای متمادی بعد از آن به خاطر وجود موقعیتهای خوب استراتژیکی مکانی برای تجمع گروه راهرنان گردید. راهزنان برای پنهان شدن و کمین کردن ، قلعه ای بر فراز تپه ای بلندکه بر راههای اصلی مشرف بود احداث کرده بودند که این قلعه با راههای زیر زمینی متعددی داشته است محل مناسبی برای مخفی شدن آنها از چشم کاروانیان بود . این وضع چند سالی به همین وضع ادامه داشت و موجب وحشت می انداخت . اما بر اثر زلزله ای این قلعه فرو ریخت و با عث پایان یافتن سلطه راهزنان در این منطقه شد . این قلعه در میان مردم کلاک به" قلا " معروف است .از این قلا متأسفانه آثاری به جا نمانده است . تنها با دقت زیادی می توان اثری از آن یافت .
سالخوردگان کلاکی نقل می کنند که در کوهی معروف به " سرداووک" سنگهایی وجود داشت که بر روی آنها نوشته هایی به خط میخی و یا تصویر دیگچه ای حک شده بود که در حال حاضر این اشیا وجود ندارند.
هنر معماری در کشورهایی که صاحب تاریخ و فرهنگ باستانی هستند ، از مهمترین یایه های تمدن دیرینه ی آنها است و سرزمین ایران نیز با پیشینه مدنیت چندین هزار ساله خود ، دارای شاهکاری معماری کم نظیری است . شاید این علاقه و توجه ، سبب تداوم همیشگی این هنر شده است . تالارها ، ایوانهای ستون دار تخت جمشید تا قصرهای صفوی در اصفهان تا خانه های روستائی ، گنبدهایی که بر چهار قوس بنا شده ، صحن چهار ایوانی ، حیاط داخلی و حوض آن ، همه اینها از ویِژگی های معماری اصیل ایرانی است که در طول تاریخ معماری ایران پیوسته تداوم خود را حفظ کرده است .
از این رو باید نگاهی ویژه به مسئله معماری و باستانشناسی به خصوص معماری اسلامی مد نظر داشت . همواره بر آن شدیم که دور هم گرد آئیم تا آگامی موثر در این مهم براریم
مسئول گروه باستانشناسی پژروهشکده ابراهیم محمدی
فاجعه آن نیست که مردم نمی دانند فاجعه این است که مردم نمی خواهند بدانند.
امید عطایی
غار یخ مراد در ۶۳ کِلومتری کرج¸جاده چالوس¸حوالی روستای آزادبر¸نرسیده به گچسر پس از روستای وله می باشد.
در سمت شرق جاده پلی وجود دارد که به جاده ای خاکی می انجامد .در کناراین پلی به دوراهی می رسید.سمت شرق روستا به طرف روستای آزاد بر و از سمت غرب به دهانه غار راه دارد.از کناردهکده تا دهانه غار حدودا ۱۰ دقیقه پیاده راه است.
در قسمت جنوب غار رودخانه آزادبر واقع است.دریچه این غار در ارتفاعات کوههای منطقه واقع شده است و مسیرغارعموما شیب دار و رو به پایین می باشد.
ارتفاع این غار از سطح دریا ۲۵۰۰متر می باشد.دهنه این غار ۳مترپهناو ۸مترارتفاع دارد.
در ماههای اسفند و فروردین قندیلهای غار در بهترین وضیعت بسر می برند¸نکته قابل توجه این غارمطبق بودن آن می باشد که در میان غارهای ایران کمتر دیده میشود.
در بخشی از غار چهار طبقه با اختلاف بیش از حدودا ۳۰متر دیده می شود علت نامگذاری غار را می توان اینطورعنوان کردکه مردم بر این عقِده بوده اند که قندیلهای داخل غار مراد و ارزوی انها را براورده می کرده است.غار حدودا ۵۰ میلیون سال تخمین زده شده است.
قدر زمان حال را بدانید که گذشته بر نمی گردد آینده شاید نیاید
گالیله
کندور نام روستایی است واقع در شهر تاریخی کرج.
ازروستا تا امامزاده داوود ۶ ساعت راه است و تا کنسلقان-وارنگه-واریج ۳ساعت راه است.
کندور به نامهای دیگری مانند کهن دور هم خوانده می شود به این دلیل کهن دور می گویند که دارای اشیا قدیمی است و دلیل اینکه به آن کن دور می گویند این است که به امامزاده داوود راه دارد.
شغل اکثر مردم کشاورزی است که از جمله محصولات انها می توان جو- گندم و عدس را نام برد.در زمان نه چندان دورزنان در منزل به قالی بافی مشغول بوده اند اما امروزه به دلیل گرانی پشم قالی بافی رونق نداردو در حال حاضر۳ الی۴ دار قالی در روستا وجود دارد که دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد.کندور دارای جاذبه های گردشگری زیادی است که از جمله آن می توان چشمه اب معدنی را نام برد که آبی بسیار گوارا دارد این چشمه نام خاصی نداردهمین طور چشمه دیگری وجود دارد به نام بالا محل۵ که در زمان قدیم به خاطر احترام و اعتقاداتی که داشتند فقط خانمها مجاز به آب آوردن از این چشمه بودند و اگر آقایی قصد برداشت آب را می داشت باید حتما خانمی را با خود سر چشمه می برد.در کندور اشیا تاریخی از جمله:۱-سفال۲-ساروج و… موجود است که دیدن و دانستن تاریخچه انها که مربوط به دوره قاجار و صفویه است خالی از لطف نیست.مراسم جشنها و آیین های مردم روستا فرق چندانی با بقیه مناطق ندارد مگر در چند مورد از جمله شب چله به طوری که انها این شب را ۱۳ روز پس از شب چله اصلی می گیرند به این دلیل که می گویند این شب یعنی ۱۳ دیماه میزان و بلند ترین شب سال است و همچنین مراسم عاشورا و تاسوعا انها با سایر مناطق فرق چندانی ندارد فقط در روز عاشورا و تاسوعا انها علاوه بر علم نخل هم بلند می کنند که به عقیده بومیان منطقه نماد حضرت علی (ع)است . بازی های روستا که بیشتردرزمانهای نه چندان دورصورت می گرفت ۱-الک دولک ۲-گودرنگ یا همان قایم باشک است.

